آرامش پس از طوفان

سلام و صد سلام و هزاران درود:

بالاخره با هزار بدبختی و گریه و زاری با خانمون خداحافظی کردم. سقفی که معنی زندگی مشترک را بهم نشان داد. وای اسباب کشی یکی از سخترین کارهای دنیاست بخصوص وقتی دست تنهایی...

خانه جدید را دوست دارم ولی صاحبخانش را نه خدا آخر عاقبتمون را بخیر کنه.امروز بعد از یه هفته فقط یه جایی برای خوابیدن و در حد شام و ناهار خودمون ظرفها باز شدند چه عجله ای یه یواش یواش روبهراهش میکنم.

امروز بعد از سالها انتظار به روزی رسیدم که برام رسیدنش مثل فتح اورست بود ولی بالاخره تمام شد فکر میکردم  این روز خیلی با روزهای دیگه فرق داره ولی مثل همه روزهای دیگه بود.فقط باعث شد تو روزهای بعدش آرامشی را حس کنم که مدتها بود لمسش نکرده بودم.اولش که می خواستم شروع کنم همسرم و بابا و مامان خیلی تشویقم کردن . خیلی وقتها تو مسیره صعودم نفس کم می اوردم می شستم . عزم برگشتن می کردم ولی در نهایت یکی که صمیمیترین دوست و همراهم بود بلندم میکرد دستاشو می ذاشت پشت کمرم و بهم کمک میکرد با انرژی باقی ماندم برم جلو.حتی خیلی وقتها یه طوری که حس نکنم منو خودش به جلو می برد و من تو اون حال و هوا خوشحال بودم که با زحمت خودم جلو میرم.چیزی که امروز منو خوشحال میکنه اینه که آرامش امروزم شاید بتونه باعث آرامش بیشترش بشه .خیلییییییییییی ممنون که تنهام نذاشتی

* حیف که هیچ وقت اینجا را نمی خونه . من نیاز به یه تشکر کتبی داشتم که حس بهتری بهم بده

/ 3 نظر / 21 بازدید
mori

واقعا اسباب کشی دست تنها سخته... امیدوارم همیشه موفق باشی...

ممول

میم عزیزدلم واست تنگ شده چرانمی نویسی؟حالت که خوبه ایشاللا.منتظریم بنویسیا[لبخند]

نغمه

سلام دوستم من هم این روزها دقیقا حس تورو دارم..گاهی چقدر آدمه شبیه هم میشن...