روزهای سخت

سلام :

دوست داشنم زودتر می آمدم و می نوشتم اما رمقی برای نوشتن نداشنم..

سه-چهار ماه ام-ار-ای بدست از این دکتر به اون دکتر که شاید بتونم به روزمره برگردم.ام ار ای اول را که گرفتم توده ای در ناحیه فرونتال داشت . قدم بعد ام-ار-ای با کنتراست ، بعد ام -ار-اس ،،،،،علایم هر روز بدتر میشد..تشخیص تی ال ای گذاشته بودن و فعلا ضایعه باید فالو آپ میشد تا تغییراتش را ببینیم.ولی مشکل این بود که با وجود استفاده از دارو علایم من کنترل نمیشد. دارو را عوض کردن ..، حساسیت دارویی و واکنش پوستی ،واقعا روزهای خیلی بدی بود روزهایی که ترس شروع یه حمله تو جمع برام از خودش بدتر بود، دلم برای اطرافیانم میسوخت که با هر بار حمله بار غمشون بیشتر می شد.بخصوص الف عزیزم که شب و روز نداشت و باید به من هم روحیه میداد،روحیه خودش را هم حفظ میکرد.بالاخره بعد از سه بار تغییر دارو ، جواب داد و خدا شکر خوبم...

وای خدایا .. اسباب کشی ،باید تا ۲۰ روز دیگه اسباب کشی کنیم و فعلا فقط چرخ گوشت را جمع کردم..

/ 3 نظر / 20 بازدید
ایرمان

خدا رو شکر....واقعا خوشحالم که الان خوبی...

ممول

سلام میم عزیزم.ممنون که بو وبلاگم سرزدی من امروز برای اولین باروبلاگتودیدم وخیلی خوشحالم که خوب شدی.امیدوارم هرچه زودترکاملا خوب شی.خوشحال میشم هرازگاهی بهم سربزنی.بیشتراینامواظب خودت باش